شطاح

لغت نامه دهخدا

شطاح. [ ش َطْ طا ] ( ع ص ) گستاخ و فحاش و بیشرم. ( از فرهنگ فارسی معین ) ( ناظم الاطباء ). || شهوت پرست. ( ناظم الاطباء ). || کسی که شطحیات گوید. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(شَ طّ ) [ ع. ] (ص. ) گستاخ.

فرهنگ عمید

۱. گستاخ، بی شرم.
۲. (تصوف ) کسی که شطحیات می گوید.

فرهنگ فارسی

گستاخ، بی شرم، سخنان خلاف شرع یاظاهراخلاف شرع

ویکی واژه

گستاخ.

جمله سازی با شطاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه که شطاح بزرگ است لیک کار سخن دیگر ازین کارهاست

💡 چو خصم تو هنگامه را گرم دید تو را سخت شطاح و بی شرم دید

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز