زد و خورد. [ زَ دُ خوَرْ / خُرْدْ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) در مقام جنگ مستعمل است. «زد»، زدن زخم و «خورد»، خوردن زخم است. در این لفظ بوی خون می آید. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). زدن و خوردن. ضرب زدن و مورد ضرب واقع شدن. || جنگیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). مبارزه. منازعه.
(زَ دُ خُ ) (اِمر. ) درگیری، نزاع.
( اسم ) ۱ - زدن و خوردن ضرب زدن و مورد ضرب واقع شدن. ۲ - جنگیدن.
در مقام جنگ مستعمل است جنگیدن مبارزه
درگیری، نزا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قسمت ۵ از فصل ۶، بیشتر دربارهٔ راسل کرو است که وی به نقاط مختلف دنیا سفر میکند و با هر کس که وی را میشناسد به زد و خورد میپردازد.
💡 این اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نظیر تهران، شیراز، اصفهان، مشهد، کرج، سمنان و کرمانشاه صورت گرفته است که میان معترضان و مأموران امنیتی یا مأموران لباس شخصی زد و خوردهایی رخ داده است.
💡 زد و خوردهای او با نیروهای انقلابی آمریکا به ویرانی چوتا در ۱۷۸۰ میلادی انجامید. بقایای پیکر او در تنسی یافتشده است.
💡 بعضی قوانین در اکستریم رولز وجود ندارند، برای مثال استفاده از صندلی، چکش و... و زد و خورد های غیر ورزشی در اکستریم رولز آزاد است.
💡 این اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نظیر تهران، شیراز، قزوین، رشت، اصفهان، اهواز، مشهد، تبریز و بابل صورت گرفت که میان معترضان و مأموران امنیتی، لباس شخصی، یگان ویژه ناجا، نیروی انتظامی و بسیج زد و خوردهایی رخ داد. این اعتراضات اولین تظاهرات جنبش سبز در سال ۱۳۹۰ بود.