راهنمای

لغت نامه دهخدا

راهنمای. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) راهنما. رهنما. رهنمای. دلال. هادی. رشید. ( دهار ):
بمراد دل تو بخت بود راهنمای
بهمه کاری یزدانت نگهدار و معین.فرخی.در سپاهان شدی به طالع سعد
هم بدان طالع آمدی بیرون
دولت اندر شدنت راهنمای
بخت در آمدنت راهنمون.امیر معزی ( از آنندراج ).و رجوع به راهنما و رهنمای در همین لغت نامه شود. || بمجاز، راهبر. رهبر. مرشد. پیشوا. قائد. راهنمون. رهنمون:
بستان ملک هر اقلیم که رایست ترا
که خداوند جهان راهنمایست ترا.منوچهری.بهمه کار تویی راهنمای تن خویش
خسروی تو، دل تو راهنمای تو کند.منوچهری.جز به آموختن نبودش رای
بود عقلش به علم راهنمای.نظامی.و رجوع به راهنما و رهنما و رهنمای و راهنمون و رهنمون و راهبر و رهبر در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

راهنما. رهنما. رهنمای. دلال. هادی.
( راهنما ی ) ( صفت ) ۱ - کسی که دیگری را در راهی هدایت کند دلیل هادی راهبر. ۲ - ورقه ای که شخص را از امور معینی آگاه کند: راهنمای شهر راهنمای حرکت قطارها.

جمله سازی با راهنمای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هدف اصلی این اداره، محافظت و دفاع از ایالات متحده، برقراری و اجرای قوانین جنایی ایالات متحده و ارائهٔ راهنمایی و خدمات عدالت جنایی به سازمان‌ها و همکاران فدرال، ایالتی، شهری و بین‌المللی خود است.

💡 در هر چه به رغبت نگری راهزن توست بر هر چه کنی پشت، ترا راهنمایی است

💡 نقش پی مجنون نکند راهنمایی دیوانگی هر که فزون است در این راه

💡 سپاس مر خدای را که از بهترین آفریده خویش اندر آفرینش بهره مند کرد بدانچ عقل را اندر آفرینش ما نهاد و بر زبان شریفتر سخن گوی با ما مخاطبه کرد، محمد خاتم اننبیین، و ما را براهنمایان حق باز برد از گروه شیاطین.

💡 واقف نمی شوند که گم کرده اند راه تا راهروان به راهنمایی نمی رسند

💡 هر چشمه را به راهنمایی سپرده اند پروانه خضر چشمه حیوان آتش است

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز