خوانده. [ خوا/ خا دَ / دِ ] ( ن مف ) پذیرفته شده، چنانکه در خواهرخوانده و برادرخوانده می آید. || اسم مفعول از خواندن. رجوع به معانی خواندن شود. || مدعی علیه در اصطلاح دادگستری. ( از لغات فرهنگستان ).
خوانده. [ خوا / خا دَ ] ( اِخ ) دهی از بخش حومه شهرستان نائین در بیست ودوهزارگزی نائین. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
(خا دِ ) (ص مف. ) ۱ - قرائت شده. ۲ - دعوت شده. ۳ - احضار شده، فراخوانده.
۱. قرائت شده.
۲. (اسم، صفت ) [مقابلِ خواهان] (حقوق ) طرف دعوی، مدعی علیه.
۳. [قدیمی] دعوت شده.
( اسم ) ۱ - قرائت شده مطالعه شده. ۲ - دعوت شده بمهمانی. ۳ - احضار شده فرا خوانده. ۴ - مدعی علیه.
دهی است از بخش حومه شهرستان نائین در بیست و دو هزار گزی نائین.
قرائت شده.
دعوت شده.
احضار شده، فراخوانده.
💡 سْتاری گراد، نور و کارلواتس خواهرخواندههای ارژبتواروش هستند.
💡 شهر آزیلیانو ونتو خواهرخواندهٔ آزیلیانو ورچلزه هست.
💡 بگفتا بلی خوانده باشم بسی چو من نیست دانا به آن هر کسی
💡 غواصی رازت به دلایل چه جنون است در قلزم تحقیق شنا خوانده کدویی
💡 کس بیطلب نرفته، اگر دیر، اگر حرم خواری کشد، نخوانده به هرجا رود کسی
💡 در وصف تو بسیار سخن راندهایم بسیار کُتُب ساخته و خواندهایم