معنی لغوی
خلص کلمهای عربی است که در زبان فارسی به معنای خالص یا پاک میباشد و به چیزی اشاره دارد که از ناخالصیها یا اضافات پاک شده و به صورت خالص و بدون آلودگی یا ترکیب با چیزهای دیگر وجود دارد. به عنوان مثال، عسل خالص به عسلی اشاره دارد که هیچ گونه افزودنی یا ناخالصی در آن وجود ندارد.
مفهوم در دین و فلسفه
در متون دینی، خلص به معنای خلوص نیت یا خلوص در عمل به کار میرود. این مفهوم به این معناست که فرد نیت و عمل خود را از هر گونه ریا، خودنمایی یا انگیزههای ناپاک پاک کند. در دین اسلام، خلوص نیت یکی از اصول اساسی عبادت و اعمال صالح است. به عنوان مثال، در قرآن کریم، تأکید شده است که اعمال باید برای خداوند و با نیت خالص انجام شوند تا مورد قبول واقع شوند.
در فلسفه، خلص به معنای جستجوی حقیقت و دوری از زوایای نادرست و تحریف شده میباشد. فیلسوفان به دنبال شناخت حقیقت به دور از پیشداوریها و تعصبات هستند و این جستجو نیازمند خلوص در تفکر و تحلیل است.
خلص. [ خ ِ ] ( ع اِ ) دوست. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). || گزیده. ( ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج، خلصاء، خُلصان.
خلص. [ خ َ ل َ ] ( ع اِ ) گیاهی خوش بوی که بر درختی که نزدیک وی بود می تند و دانه آن مانند مهره عقیق است. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
خلص. [ خ َ ل َ ] ( ع مص ) خوش درآمدن استخوان در گوشت و آن در قصب استخوانهای دست و پا باشد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). یقال: خلص العظم.
خلص. [ خ ُل ْ ل َ ] ( ع ص ) بی آمیغ. پاک. محض. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- دوست خلص؛ دوست محض.
|| ج ِ خالص: اهل الروم بیض خلص. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلص. [ خ َ ل َ ] ( اِخ ) جایگاهی است در آره میان مکه و مدینه و در این قرای نخلستانها یافت میشود. ( از معجم البلدان یاقوت ).
(خُ لَّ ) [ ع. ] (ص. ) جِ خالص.
خالص.
( صفت ) جمع خالص. یا خالص خلص. خالص خالص ویژ. ویژه.
جایگاهی است در آره میان مکه و مدینه و درین قرائ نخلستانها یافت میشود.
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۳۱(بار)