حساب رس

فرهنگ معین

( ~. رَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) کسی که کارش رسیدگی به حساب های یک مؤسسه یا دفترهای حسابداری آن است.

ویکی واژه

کسی که کارش رسیدگی به حساب‌های یک مؤسسه یا دفترهای حسابداری آن

جمله سازی با حساب رس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درازی و کوتاهی سال و ماه حساب رسن دارد و دلو و چاه

💡 از رستخیز ایمن چون رستخیز نقدی هم از حساب رستی چون بی‌شمار گشتی

💡 اوستاد اندر حساب رسم و خط طرح و نقشی خالی از سهو و غلط

💡 ز حساب رست سایه که به جان غیر جنبد که همی‌زند دو دستک که کجاست سایه دانی

💡 تا حساب رستخیزت چیست کز قامت به خلق صد قیامت رستخیز بی حساب آورده ای

💡 عالمیان همه در عتاب و حساب رستاخیز باشند. و اندوه‌خوارگان بر بساط انس در خیمه وَ هُوَ مَعَکُمْ با حق در مناجات باشند که یکی از ایشان را نیز از بهشت یاد نیاید.