یگونه

لغت نامه دهخدا

یگونه. [ ی َ ن َ / ن ِ ] ( ص ) یکونه. یک گونه. یکسان. رجوع به یکونه شود.

فرهنگ معین

(یَ نِ ) (ص. ) یک گونه، یکسان، یک جور.

فرهنگ عمید

همرنگ، یکرنگ، برابر، یکسان.

فرهنگ فارسی

(صفت ) یکونه

جمله سازی با یگونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خور شست و کنش و پوشش و ارباب تمیز نیستشان هیچ ازنیگونه گزیری ناچار

💡 هزار بیگونه ره شهْ وَر خویش بساتی مه جه برسی، خدْرهْ دَرْویش بساتی

💡 ساقی ار بادۀ گلگون کند ایگونه به جام به می آلوده شود خرقۀ پرهیز صهیب