یب

یب

کلمه «یب» در زبان فارسی و متون کهن به معنای تیر پیکان‌دار است و به سلاحی اشاره دارد که برای پرتاب با کمان یا دست طراحی شده است. معنای دقیق «یب» شامل هر نوع تیر یا پیکانی است که نوک آن تیز و مناسب نفوذ در هدف می‌باشد و در جنگ‌ها و شکار کاربرد داشته است. این واژه در متون تاریخی و ادبی، به ویژه در شرح نبردها و اسلحه‌های سنتی، به کار رفته و نمادی از مهارت جنگی و تیراندازی نیز محسوب می‌شود. شناخت معنای «یب» کمک می‌کند تا متون تاریخی، حماسی و رزمی که به اسلحه‌ها و تجهیزات جنگی اشاره دارند، بهتر درک شوند.

لغت نامه دهخدا

یب. [ ی َ ] ( اِ ) تیر به زبان سمرقندی. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). تیر پیکان دار. ( برهان ) ( آنندراج ). تیر. ( جهانگیری ) ( اوبهی ):
ای رخ تو آفتاب و غمزه تو یب
کرد فراقت مرا چو زرین ابیب.منجیک ( از فرهنگ اسدی ).و رجوع به ابیب در همین لغت نامه شود.
یب. ( اِخ ) این کلمه رمز کتاب التهذیب شیخ طوسی است در نزد فقها. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(یَ ) (اِ. ) تیر پیکان دار.

فرهنگ عمید

تیر پیکان دار.

فرهنگ فارسی

این کلمه رمز کتاب التهذیب شیخ طوسی است در نزد فقها

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز