فرهنگ معین
(خا تَ ) (مص ل. ) ۱ - کمک طلبیدن، استعانت. ۲ - توانایی خواستن.
(خا تَ ) (مص ل. ) ۱ - کمک طلبیدن، استعانت. ۲ - توانایی خواستن.
( مصدر ) ۱- کمک طلبیدن استعانت. ۲- توانایی خواستن.
کمک طلبیدن، استعانت.
توانایی خواستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو روزی چند شاه آن جا طرب کرد به یاری خواستن لشگر طلب کرد
💡 و گفت: سه چیز از نشان یقین است، یکی نظر به حق کردن است در همه چیزی، دوم رجوع کردن است با حق در همه کاری؛ سوم یاری خواستن است از او در همه حال.
💡 بعد یاری خواستن از همتش این شراب پر بیاد خدمتش
💡 به یاری خواستن بنمود زاری که یاران را ز یارانست یاری