لغت نامه دهخدا
( آب کلان ) آب کلان. [ ک َ ] ( اِخ ) نام شعبه ای از رود گاماسب در نهاوند.
( آب کلان ) آب کلان. [ ک َ ] ( اِخ ) نام شعبه ای از رود گاماسب در نهاوند.
( آب کلان ) نام شعبه از رود گاماسب در نهاوند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمعیت این شهر ۱۱ میلیون ۳۰۰ هزار نفر است و جمعیت شهر و حومه (منطقه کلانشهری) آن نزدیک به ۳۰ میلیون نفر است.
💡 او بی گنه و قوم گنه کار عظیمند او بی سپه و خصم سپه دار کلان است
💡 کرد بی جرمی آن کل کلان... ون جهود بغم عشق بدینگونه گرفتار مرا
💡 نماد معاملاتی بانک خاورمیانه تحت عنوان «وخاور» در روز ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ در بازار بورس تهران گشایش یافت. جهتگیری کلی بانک خاورمیانه در راستای ارائه خدمات و تسهیلات به شرکتهای کلان و خاص بوده و کمتر قصد پرداخت تسهیلات خُرد را دارد.
💡 جان سر دهد و افسر بر عامی و بر عارف دل صاف صفاپرور بر خرد و کلان بخشد
💡 این روستا در دهستان کلان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳ نفر (۳خانوار) بودهاست.