پیل بند کردن

لغت نامه دهخدا

پیل بند کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح شطرنج دو پیاده در پس پیل نهادن و نگذاردن پیش رفتن مهره حریف را و هر سه تقویت یکدیگر کنند. رجوع به پیلبند شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( شطرنج ) دو پیاده در پس پیل نهادن برای تقویت سه مهره یکدیگر راو نیز بجهت آنکه حریف رانگذارند پیشتررود: پیاده روان گرد پیل بلند بهر گوشه ای کرده صد پیل بند. ( نظامی )

جمله سازی با پیل بند کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر شده بالا و سوارش بلند چون دو پیاده به پس پیل بند

💡 بند بر پیلتن زمانه نهاد پیل بند زمانه را که گشاد

💡 در هر نفسی ز چرخ پندی دارم در پای کسان چو پیل بندی دارم

💡 چو در جنگ پیلان گشائی کمند دهی شاه قنوج را پیل بند

💡 شاه ز بندی که به پایش فگند مات شده صد شه از آن پیل بند

💡 در راه پیل بند خیالت پیاده نیست مرغ دلی که هست در این بقعه شاهباز

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز