گوشیدن

لغت نامه دهخدا

گوشیدن. [ دَ ] ( مص ) گوش کردن و شنیدن. ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

گوش دادن، گوش کردن.

ویکی واژه

(مصدر متعدی) [قدیمی] گوش ‌دادن؛ گوش ‌کردن.

جمله سازی با گوشیدن

💡 شیخ الاسلام گفت کی با حفص به حج می‌رفت ببغداد آمد جنید پذیره آمد و با حفص پیر بود و شاگردان بر سروی بپای بودند و آداب نیکو می‌ورزیدند جنید گفت ویرا: این اصحاب خود را آداب ملوک آموختهٔ؟ گفت گوشیدن ادب ظاهر دوستان حق را، از ادب باطنست حق را

💡 و نشان زندگانی واخود بعقل سه چیز است. قدر خود بدانستن، واندازهٔ کار بدیدن و خطر خود بگوشیدن. و با خلق بصبر بسه چیز است. بتوان ایشان، ازیشان راضی بودن، و عذرهای ایشان باز جستن، و داد ایشان از توان خود بدادن.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز