حرف گوش کردن
مترادفها
گوش دادن، شنیدن
متضادها
بیتوجهی، نافرمانی
لغت نامه دهخدا
حرف گوش کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اطاعت کردن.
فرهنگ فارسی
اطاعت کردن
جمله سازی با حرف گوش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمادها و نشانهها، خواننده را در کشف راز و رمزهای اثر به تحرک درمیآورد و او را از قالب یک شاگرد حرف گوش کن بیرون میآورد.
💡 او پسر حرف گوش نکنی است، به «به زیر پا گذاشتن قانون» علاقه دارد و تمام تقصیرها را همیشه گردن همبازیهایش میاندازد.