عبور کردن
مترادفها
گذشتن، رد شدن، گذر کردن
متضادها
توقف کردن، ایستادن، ماندن
لغت نامه دهخدا
عبور کردن. [ ع ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گذشتن. درگذشتن. مرور کردن. پیمودن راه را.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گذشتن مرور کردن پیمودن راه را.
ویکی واژه
attraversare
transitare
جمله سازی با عبور کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول دوران تصدی هی، ۲۵۰ هزار پناهنده توسط دولت تایلند از کامبوج عبور کردند. دولتها بهطور مرتب تعهدات خود را تحت کنوانسیون ژنو و دیگران نادیده میگرفتند. از سال ۱۹۸۰ تا سال ۱۹۸۸، بهکارگیری سلاحهای شیمیایی در جنگهای ایران و عراق عملاً کنوانسیون ژنو را نقض کردند. هی بارها و بارها علیه این تخلف اعتراض کرد اما نتیجه قابل توجهی نداشت.
💡 از رود غصه ما را نتوان عبور کردن جز با سفینه عشق یا از پل محبت
💡 بلژیکا در ژانویهٔ ۱۸۹۸ به ساحل گراهام لند در شبهجزیره جنوبگان رسید. د گرلاش که میان ساحل گراهام لند و رشتهای از جزایر در غرب حرکت میکرد، این گذرگاه را تنگه بلژیکا نامید. این تنگه بعدها به افتخار وی، تنگه گرلاچه نامگذاری شد. پس از ترسیم نقشه و نامگذاری تعدادی از جزایر در طول بیست سرزمین جداگانهای که از آن عبور کردند، آنها در ۱۵ فوریه سال ۱۸۹۸ مدار جنوبگان را دور زدند.