لغت نامه دهخدا
گوارد. [ گ ُ رِ ] ( ص ) گوارا و خوش آیند درذائقه. ( ناظم الاطباء ).
گوارد. [ گ ُ رِ ] ( ص ) گوارا و خوش آیند درذائقه. ( ناظم الاطباء ).
(گُ ) (مص مر. اِمص. ) هضم.
( مصدر و اسم ) هضم.
{assimilation , magmatic assimilation, magmatic dissolution} [زمین شناسی] یکی شدن بیگانه سنگ ها و اجزای شیمیایی آنها با توده ای از ماگما و هضم آنها در ماگما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من و مجلس غم اکنون که ز بزم شادمانی نه دلم همی گشاید نه میم همی گوارد
💡 با آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا را بی تو نمیگوارد، این جام باده ما را
💡 زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین بر دل خوشست نوشم بی او نمیگوارد
💡 ابرت نبات بارد جورت حیات آرد درد تو خوش گوارد تو درد را مپالا
💡 گر تلخ گفت شیرین فرهاد می پسندد ور زهر می فرستد چون نوش می گوارد