زرهانتن

مترادف‌ها

گشتن، پرسه زدن، سیاحت کردن

متضادها

استراحت کردن

لغت نامه دهخدا

زرهانتن. [ زَ ت َ ] ( هزوارش، مص ) به لغت زند و پازند بمعنی زاییدن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). هزوارش «زرهونی تن » و «زرهون تن »، پهلوی «زاتن » و بنابراین اصل «زرهون تن » است. ( حاشیه برهان چ معین ).

کلمات مرتبط