گمارش

مترادف‌ها

شمارش، آمارگیری

لغت نامه دهخدا

گمارش. [ گ ُ رِ ] ( اِمص ) اسم از گماردن.

فرهنگ فارسی

اسم از گماردن

جمله سازی با گمارش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مگر بعد از گمارش قطره ای می چکد از جام او در ساغر وی

💡 توت های قزوین «خنج» و «دادکین» مرا اگر توانی با تیاق داری سپار، شاید امسال این جان گریخته و روان گسیخته را از... و ساتکین بدان آسوده و آرام سازم، و پایگاه وی را جایگاه گمارش باده و جام بخشم.

💡 ارتش برای حفظ امنیت مرزهای کشور، عملیات گمارش نیروهای نظامی جدید را در مناطق حساس و استراتژیک با دقت بسیار بالایی آغاز کرد.

💡 گمارش نیروهای امدادی در مناطق آسیب‌دیده از سیل، اولین اولویت دولت و سازمان‌های بین‌المللی برای نجات جان شهروندان بوده است.

💡 مدیریت صحیح گمارش نیروهای کار در پروژه‌های بزرگ ساختمانی، مستلزم برنامه‌ریزی دقیق و نظارت مستمر بر تمامی مراحل اجرایی کار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران