گنگ کردن
مترادفها
مبهم کردن، نامفهوم کردن
متضادها
روشن کردن، شفاف کردن
لغت نامه دهخدا
گنگ کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لال کردن. اِخراس.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لال کردن ابکم ساختن.
جمله سازی با گنگ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدن این قو حالتی مربع شکل دارد. پروازش آرام و بی صداست، اما مانند قوی گنگ بال زدن محکمی دارد. پرنده نابالغ و جوان، همانند قوی کوچک نابالغ است با این تفاوت که سر و گردنش بزرگتر است. در نخستین زمستان، بیشتر پرندگان جوان همراه پرندگان بالغاند. این پرنده بیشتر زندگی خود را صرف شنا کردن بر آب و پیدا کردن غذا میکند چرا که پاهایش توانایی نگه داشتن بدن برای زمان طولانی را ندارند.
💡 کالَنجَر (هندی: कालिंजर) شهر محصور و قلعهای است قدیمی است در هندوستان در جنوب جمنا از شاخههای رود گنگ و در جنوب غربی شهر اﷲآباد کنونی. در قدیم معروف بود که از کالنجر نیل، که مادهای است برای رنگ کردن، میآورند.