لغت نامه دهخدا
گلن. [ گ ِ ل ُ ] ( اِخ ) ژلن. رجوع به فهرست ایران باستان و ژلن در همین لغت نامه شود.
گلن. [ گ ِ ل ُ ] ( اِخ ) ژلن. رجوع به فهرست ایران باستان و ژلن در همین لغت نامه شود.
ژلن
آمدنی، کسی یا چیزی که بخواهد بزودی بیاید ولی هنوز نیامده، مانند مهمان یا باد. آمدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دارد دلم چو نار دو گلنار عارضش دو نار بربرش ز روان داردم بری
💡 فراق دو گلنار و دو نار دانش دلم کرده ماننده کفته ناری
💡 خسرو مرو به باغ که از ناله تو دی مرغان نخوردهاند به گلنار دانهای
💡 همه از درد زن خون بار گشته وزان خون خاک چون گلنار گشته
💡 بوستانیست که قدر شکر و گل بشکست ناردان لب و رخساره چون گلنارش
💡 در هوای آتش رخسار چون گلنار تو من چو نیلوفر سپر بر روی آب انداخته