لغت نامه دهخدا
گلر. [ گ ُ ل ِ ] ( از انگلیسی، اِ ) در تداول فوتبالیستها دروازه بان را گویند.
گلر. [ گ ُ ل ِ ] ( از انگلیسی، اِ ) در تداول فوتبالیستها دروازه بان را گویند.
(گُ لِ ) [ انگ. ] (اِ. ) دروازه بان در بازی هایی ک ه دارای دروازه است.
دروازه بان.
دروازه بان فوتبالیست
( اسم ) دروازه بان ( در بازی فوتبال ).
دروازه بان در بازیهایی ک ه دارای دروازه
💡 باده اکنون لازم است از ساقیان سیمساق بوسه اکنون جایز است از گلرخان سیمتن
💡 همچو بلبل از چه مینالید روز و شب صغیر گر به پای دل ز عشق گلرخی خاری نداشت
💡 ز گلچین نیست پروا چهره گلرنگ جانان را که حسن این گلستان می برد از دست گیرایی
💡 او همچنین در سریال دوستان در نقش پدر راس و مونیکا گلر حضور داشت.
💡 شد نظاره روشناس گلرخان، ترسم سلیم در دیار حسن بشناسند جاسوس مرا