گل نمودن
مترادفها
شکوفا شدن، گل دادن
متضادها
پژمردن
لغت نامه دهخدا
گل نمودن. [ گ ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ظاهر شدن. تجلی کردن:
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل
تا از درخت نکته توحید بشنوی.حافظ.
فرهنگ معین
(گُ. نُ دَ ) (مص ل. ) جلوه کردن، ظاهر شدن.
فرهنگ فارسی
ظاهر شدن. تجلی کردن
ویکی واژه
جلوه کردن، ظاهر شدن.
جمله سازی با گل نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گل نمودن به ما و خار چه بود؟ حاصل باغ روزگار چه بود؟
💡 با فرارسیدن فصل بهار و افزایش دمای هوا، بسیاری از درختان میوه در باغهای قدیمی روستا شروع به گل نمودن کردند و منظرهای زیبا ساختند.
💡 برای داشتن یک باغ پررونق، ضروری است که باغبان در زمان مناسب، با دقت تمام شاهد شروع به گل نمودن درختان خود باشد.
💡 امیدواریم که با رعایت اصول علمی، فرآیند گل نمودن درختان در باغهای جدید، با سرعت و کیفیت بسیار بیشتری نسبت به گذشته انجام شود.