گزیرش

لغت نامه دهخدا

گزیرش. [ گ ُرِ ] ( اِمص ) گزارش مفسر: و ما تغنی الاَّیات و النذر؛ و چه غنا کند و گزیرش آیات و دلالات. ( قرآن 101/10 از تفسیر ابوالفتوح رازی چ جدید ج 3 ص 364 ).

فرهنگ معین

(گُ رِ ) (اِمص. ) چاره گری، علاج.

فرهنگ عمید

چاره گری.
گزارش.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گزارش تفسیر: و ما تغنی الایات و الندز و چه غنا کند گزیرش آیات و دلالات....

ویکی واژه

چاره گری، علا

جمله سازی با گزیرش

💡 چون نیست گزیرش ز غمی هر که بود باری غم دل به شادی روی کسی

💡 چو بر عشقست پروانه دماغی گزیرش نبود از روغن چراغی

💡 تو بودی از دو عالم ناگزیرش بفضلت دست گیر ای دستگیرش

💡 مازار کسی، کز تو گزیرش نبود جز بندگی تو در ضمیرش نبود

💡 نیامد هیچ چیزی جای گیرش که بود از هرچ پیش آمد گزیرش

💡 کشش های حقیقت در وی آویخت ز هر چه آن ناگزیرش بود بگریخت

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز