گرچه

لغت نامه دهخدا

گرچه. [ گ ُ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) گریچه است که تالار و خانه کوچک باشد. || نقب و زیرزمین را نیز گویند. || چاه. || زندان. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

= اگرچه

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نقب زیر زمین. ۲ - چاه زندان. ۳ - خان. کوچک. ۴ - تالارخانه. ۵ - کنج بیغوله.

ویکی واژه

benché

جمله سازی با گرچه

💡 گرچه دل روز خوش از گلخن افلاک ندید اینقدر بود که آیینه مصفا می‌کرد

💡 پس سلیمان گفت گرچه فی‌الاخیر سرد خواهد شد برو تاج و سریر

💡 گرچه زتومیگویم در گفت نمی آئی ورچه بتو می بینم چون جانت نمی بینم

💡 هر نبی معجزات آن همه داشت گرچه هر یک دو سه از آن افراشت

💡 ندید گرد کمال تو گرچه از تعجیل هزار نعل بیفکند آسمان چو هلال

💡 یکی بُد تا سخن گفت آشکاره اگرچه بود او کردند پاره

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز