فرهنگ معین
( ~.سُ خَ )(ص مر. ) خوش صحبت، خوش گفتار.
( ~.سُ خَ )(ص مر. ) خوش صحبت، خوش گفتار.
خوش صحبت، خوش گفتار.
💡 چه شد که گرم سخن ساخته است عشق مرا شکر ز خاطر طوطی به گفتگو نرود
💡 دماغ مرا بر سخن کرد گرم سخن گفت با من به آواز نرم
💡 ز روی گرم سخن پخته می شود صائب که می شود ثمر خام از آفتاب لذیذ
💡 به نزدیک ایشان حسین (ع) و حسن(ع) به هم هر چهارند گرم سخن
💡 فرستاده را چند گفتند گرم سخنهای شیرین به آواز نرم
💡 بودیم ما وخادم گرم سخنوری ناگه طراق سندان برخاست از درا