گرش

لغت نامه دهخدا

گرش. [ گ ِ رِ ] ( اِ ) نگاه عشق آمیز و کرشمه. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با گرش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان دل اصل دل و اصل دلت فصل دلست وگرش او ندهد جان ز کی باشد مددش

💡 خار صحرای طلب راه ترا می پاید تشنگی از جگرش ز آبله پا بردار

💡 تازه و تر برساند به بهار دگرش گل اگر در قفس مرغ گرفتار بود

💡 سوزد از تاب سموم دم گرمم غالب دل گرش تازگی از اشک دمادم نرسد

💡 خنک آن سینه که از شعله بی پروایی آرزوهای جهان در جگرش سوخته است

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز