گرا گر

فرهنگ فارسی

۱ - با شعل. زیاد: گر اگر میسوزد. ۲ - تند تند: گراگر این جنس را میخرند.

جمله سازی با گرا گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هم از آنجا چو ره گرا گردد صورتش عین مدّعا گردد

💡 شیخ الاسلام گفت: کی جوانی خراسانی آمد بابرهیم رقی قصار٭ دمی گفت می‌خواهم که بوالحسین نوری می‌بینم گفت: او که سه سال بنزدیک ما بود، هیچ از دهشت بیرون نیامد. یکسال گرد شهر می‌گشت با کس نیامیخت دو سال در ویران خانه بگرا گرفت، هیچ بیرون نیامد مگر به نماز. و یک سال زبان باز گرفت و باکس سخن نگفت. گفت: او می‌خواهم. گفت: آری! دلالت کرد بر او، شد پیش نوری. اول سخن که نوری گفت گفت: با کی صحبت کردهٔ؟ گفت: با شیخ بوحمزهٔ خراسانی ٭ گفت: آن مرد که از قرب می‌نشان کند و اشارت کند؟ گفت: آری! گفت که بازو شوی، ویرا سلام کن و بگوی: که ایذر که مائیم قرب قرب و بعد بعد است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران