گر کشیدن

متضادها

رها کردن

لغت نامه دهخدا

گر کشیدن. [ گ ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) شعله ور شدن.

جمله سازی با گر کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیاسایم ایدر که چندین سپاه به تندی نشاید کشیدن به راه

💡 چه سود سرمهٔ آسودگی بدیده کشیدن که چشم اشک فشانی که داشتم ز تو دارم

💡 زان لب میگون چه حاصل چون امید بوسه نیست؟ ناز خشک از چشمه حیوان کشیدن مشکل است

💡 زلیخا چون بدید آن سر کشیدن به چشم مرحمت سویش ندیدن

💡 تلاش برای گر کشیدن توجه افکار عمومی به مسائل زیست‌محیطی، نیازمند کمپین‌های تبلیغاتی گسترده و آگاه‌سازی هوشمندانه در تمامی سطوح جامعه است.

💡 سخنرانان بزرگ همیشه سعی می‌کنند با استفاده از داستان‌های اثرگذار، توانایی خود را در گر کشیدن مخاطبان به سمت مفاهیم اخلاقی ارتقا دهند.

💡 سیاستمداران در جریان مبارزات انتخاباتی، از هر فرصتی برای گر کشیدن رای مردم و جلب حمایت‌های گسترده جهت رسیدن به قدرت استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران