گذرنده. [ گ ُ ذَ رَ دَ / دِ ] ( نف ) عبورکننده. عابر: رجل و فرس صمصام؛ مرد گذرنده در عزیمت. صَمَم؛ صُماصِم؛ گذرنده در عزیمت. هاجس؛ در دل گذرنده. هالع؛ شترمرغ رمنده و گذرنده. ( منتهی الارب ):
ای با عدوی ما گذرنده به کوی ما
ای ماه روی، شرم نداری ز روی ما.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 172 ).این جهان گذرنده دار خلود نیست. ( تاریخ بیهقی ).
احوال جهان گذرنده گذرنده ست
سرما سپس گرما سرّا پس ضرّا.ناصرخسرو.ناز دنیا گذرنده ست ترا گر بهشی
سزد ار هیچ نباشد بچنین ناز نیاز.ناصرخسرو.و هرگاه که متقی در کار این جهان گذرنده تأملی کند، هرآینه مقابح آن را به نظر بصیرت بیند. ( کلیله و دمنه ).
جمله دنیا ز کهن تا به نو
چون گذرنده ست نیرزد به جو.نظامی.مرد گذرنده چون درو دید
شکلی و شمایلی نکو دید.نظامی.|| ناپایدار. مقابل پاینده.
۱. عبورکننده.
۲. ناپایدار.
۱ - ( اسم ) عبور کننده عابر جمع: گذرندگان: ای با عدوی ما گذرنده بکوی ما. ای ما هروی. شرم نداری زروی ما ? ( منوچهری ) ۲ - ناپایدار فانی: تا این زندگانی گذرنده ای مردمان. شمار نفریبد.
{passing} [ریاضی] ویژگی خط یا صفحه یا رویه ای که از یک یا چند نقطۀ مشخص بگذرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دزموزوم را میتوان به عنوان پیچ و مهره گذرنده از غشای پلاسمایی بین سلولهای کنار هم در نظر گرفت٬ رشتههای متشکل از کراتین یا دزمین به پروتئینهای پیوندی غشاء مرتبط که به صورت یک پلاک متراکم بر پهنه سیتوپلاسمی غشاء سلول متصل شدهاست.
💡 مجموعه محدود شامل نقاطی از صفحهاست که هر خط گذرنده ازدو نقطه از نقطه سومی میگذرد. ثابت کنید تمام نقاط روی یک خط واقع میباشند.
💡 ناز دنیا گذرنده است و تو را گر بهشی سزد ار هیچ نباشد به چنین ناز نیاز