فرهنگ فارسی
مرکبست از کژ پسوند [[ ور ]] و جز در مثال ذیل جای دیگر دیده نشد.و ظاهرا بمعنی بد شکل و بد هیات و کج و کوله باشد اما ظاهرا در قیاس با[[ بربری ]] باید کژوری خواند.
مرکبست از کژ پسوند [[ ور ]] و جز در مثال ذیل جای دیگر دیده نشد.و ظاهرا بمعنی بد شکل و بد هیات و کج و کوله باشد اما ظاهرا در قیاس با[[ بربری ]] باید کژوری خواند.
{deviant} [روان شناسی] کسی که رفتارهایش با رفتارهای معیار اجتماعی مغایرت دارد
کسی که رفتارهایش با رفتارهای معیار اجتماعی مغایرت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنچه دور چرخ کژرو خواست، شد شاه دین را سر به نیزه راست شد
💡 زهره در مجلس مهمان به می از کار ببرد ورنه کژرو ز چه رو چون سرطانیم همه؟
💡 از زلف کژرو او گر بشنوی نسیمی تا زندهای حکایت زان سر و راست گویی
💡 در فرو بستند اهل خانهاش خواجه شد زین کژروی دیوانهوش
💡 پرگار نیستم که سر کژرویم باشد کز راستی به جز صفت مسطری ندارم
💡 مکن تندی ای باد با روی سرد فسرده دم و کژرو هرزه گرد