گز صالح

لغت نامه دهخدا

گز صالح. [ گ َ زِ ل ِ ] ( اِخ ) جز صالح. دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در 44 هزارگزی جنوب سبزواران و 7 هزارگزی خاور راه فرعی کهنوج به سبزواران. هوای آن گرم و دارای 311 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. مزرعه جز صالح پایین جزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

جمله سازی با گز صالح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مقام صالح و فاجر هنوز پیدا نیست نظر به حسن معاد است نی به حسن معاش

💡 همان كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادند خوشى و سرانجام نيك از آن ايشاناست (29).

💡 گر بایدت که حشرِ تو با صالحان بود در موقفِ جزا که بود موعدِ نشور

💡 صالح و طالح اگر جمله چو من واجویند توبه، در توبه ز زشتی بگریزد چو نصوح

💡 46-نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 91، ص 271 و صبحى صالح، خطبه 92،ص 136.

💡 صالح ترين و بهترين كار در عالم به تهذيب نفس ناطقه پرداختن است.(551)

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز