درو گوبیچ

لغت نامه دهخدا

دروگوبیچ. [ دْرُ / دُ گ ُ ] ( اِخ ) شهری است واقع در غرب اوکرائین، اتحاد جماهیرشوروی، جنوب غربی لووف در دامنه کوههای کارپات شمالی، در حدود 44000 تن سکنه. این شهر عمده ترین مرکز تصفیه نفت میدانهای نفتی بوریسلاف ( غرب اوکرائین در دامنه جبال کارپات ) است و تا قرن 14 م. جزء ناحیه کیف بود و سپس به لهستان منتقل شد. در 1772 م. به اتریش منتقل شد ولی در 1919 م. به لهستان بازگشت. در 1939 م. جزء اوکرائین شد. ( از دائرةالمعارف فارسی ).

فرهنگ فارسی

شهری است واقع در غرب اوکرائین اتحاد جماهیر شوروی جنوب غربی لووف در دامنه کوههای کارپات شمالی

جمله سازی با درو گوبیچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به بانگ آمد درو قمری و بلبل دگر مرغان برآوردند غلغل

💡 مزرع عمر مرا آمده هنگام درو خانه تاراج حوادث شده جانم بگرو

💡 بعالمی که ز زلف و رخش اثر باشد درو دو رنگی لیل و نهار چون گنجد

💡 نظر چون در آیینه انداختم درو صورت خویش بشناختم

💡 خم که از دریا درو راهی شود پیش او جیحونها زانو زند

💡 بیا ساقی آن جام آیینه فام که عالم درو می نماید تمام

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز