کون کن
لغت نامه دهخدا
کون کن. [ کو ک ُ ] ( نف مرکب ) کسی که از راه دبر مباشرت و جماع کند. امردباز. غلامباره. ( فرهنگ فارسی معین ). بچه باز. تف کار. اهل نم. لاطی. ایرج میرزا راست در عارف نامه:
کنار رستوران قلا نمودی
ز کون کنهای تهران درربودی.( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که از راه دبر مباشرت و جماع کند امرد باز غلامباره.
کسی که از راه دبر مباشرت و جماع کند. امردباز. غلامباره
دانشنامه عمومی
کون کن ( به تایلندی: ขอนแก่น؛ تلفظ kʰɔ̌ (: ) n kɛ̀n ) یک شهر در تایلند است که در استان خون کاین واقع شده است.
کون کن ۴۶ کیلومترمربع مساحت و ۱۱۳٬۷۵۴ نفر جمعیت دارد.
جمله سازی با کون کن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بهر سکون کنند اشارت اگر بچرخ تا حشر بر درنگ مبدل کند شتاب
💡 نگین سلطنتست از دو کون کندن دل گمان مکن که چنین خاتمی سلیمان داشت
💡 گفتی کنیم صبر وسکون در فراق تو طاقت دگر نمانده که صبر و سکون کنیم
💡 استان کون کن از نظر تقسیمات کشوری بخشی از ناحیه شمال خاوری تایلند به حساب می آید. مرکز این استان شهر کون کن است.
💡 گرفتم کون کنم، من حالتم کو برای کوه کندن آلتم کو