لغت نامه دهخدا
کواش. [ ک ُ ] ( اِ ) کواس است که صفت و گونه و طرز و روش باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کواس و کواسه شود.
کواش. [ ک ُ ] ( اِ ) کواس است که صفت و گونه و طرز و روش باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کواس و کواسه شود.
(کَ ) (اِ. ) صفت، گونه، روش، طریق. کواشه هم گفته شده.
۱. صفت.
۲. گونه.
۳. طرز، روش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر بازیکن به طور یکیدرمیان توپ را با راکت به دیوار روبرو میزند و حریف باید آن را به همان دیوار برگرداند. ضربهها باید با سرعت و زاویهای زده شوند که حریف نتواند توپ را به دیوار روبرو برگرداند. مسابقه اسکواش شامل سه یا پنج گیم و هر گیم دارای ۱۱ امتیاز است.
💡 توپ تک خال زرد: این توپ تا سال ۲۰۰۰ در مسابقات اسکواش استفاده میشد. تفاوت آن با نمونه دو خالش در سریعتر گرمشدنش است که باعث میشود هنوز هم گاهی به هنگام زمستان از آن استفاده شود.
💡 النا کواشا (اوکراینی: Альона Сергіївна Кваша؛ زادهٔ ۵ نوامبر ۱۹۸۴) ورزشکار ژیمناست هنری اهل اوکراین است.
💡 علت سوءتغذیه همچنین ممکن است کمبود نوعی ویتامین، مواد معدنی، پروتئین و غیره در رژیم غذایی باشد. سوءتغذیه خود موجب بروز بیماریهای مختلفی چون کواشیورکور، ماراسموس، اسکوروی، کوری و غیره میشود.
💡 شیخ الاسلام گفت: که حسین کواشانی مرا گفت، که شیخ بوعثمان مغربی گفت: ان روز که من از دنیا بروم، فریشتگان خاک پاشند