کنار کشیدن
مترادفها
عقبنشینی کردن، کنارهگیری کردن، دوری کردن
متضادها
پیش رفتن، حضور یافتن، ورود کردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) دست از کاری کشیدن.
ویکی واژه
دست از کاری کشیدن.
جمله سازی با کنار کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ا دی تو ریممبر قرار بود در سال ۲۰۰۹ در جشنواره ریدینگ و لیدز اجرا کنند، اما به دلیل نیاز نیل وستفال به جراحی از اجرا کنار کشیدند.
💡 غلامان دویدند از هر کنار کشیدند او را از آنجای خوار
💡 در برخی موارد افراد از یک رابطه به رابطه دیگر میروند در نتیجه به جای آنکه با موقعیتهای استرسزا مواجه شوند، الگوهای کنار کشیدن افراد رشد مییابد.