کمر کشیدن

لغت نامه دهخدا

کمر کشیدن.[ ک َ م َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) عبارت از استوار بستن کمر به قصد غالب آمدن بر آن و ترقی نمودن از آن. ( آنندراج ). استوار بستن کمر به قصد غالب آمدن بر آن و افزون شدن از آن. ( فرهنگ فارسی معین ):
کمر بر کلاه فریدون کشید
سر تخت بر تاج گردون کشید.نظامی ( از آنندراج ).و رجوع به کمر و کمرکش در همین لغت نامه شود.

فرهنگ معین

( ~. کِ دَ ) (مص ل. ) نک کمر بستن.

فرهنگ فارسی

بر چیزی ( مصدر ) استوار بستن کمر بمقصد غالب آمدن بر آن و افزون شدن از آن: ( کمر برکلاه فریدون کشید سر تخت بر تاج گردون کشید ). ( نظامی )

ویکی واژه

نک کمر بستن.

جمله سازی با کمر کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همان ساعدش را به زرین کمر کشیدند در زیر نخجیر زر

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز