کلفتی
مترادفها
ضخامت، پهنایی، چاقی
متضادها
نازکی، باریکی، لاغری
لغت نامه دهخدا
کلفتی. [ ک ُ ل ُ ] ( حامص ) ضخامت. سطبرا. سطبری. حجم. غلظ. قطر. ثخن. ستبری. غلظت. زفتی. چگونگی کلفت. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || بزرگی. درشتی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلفت شود.
کلفتی. [ ک ُ ف َ ] ( حامص ) شغل کُلفَت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلفت شود.
فرهنگ فارسی
شغل کلفت
جمله سازی با کلفتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دل ز خاک گرانسنگ نیست قارون را ز خاکدان جهان، گرد کلفتی که مراست
💡 شکر و صد شکر که چون گرد یتیمی گهر کلفتی برد اگر ره به دلم عین صفاست
💡 چون سروکلفتی چند پیچیدهاند بر ما بار دگر نداریم دل چیدهاند بر ما
💡 باوضع اهل عالم راضی نگشت همت هرکلفتیکه بردم زبن بد خصال بردم
💡 چه بارکلفتیای زندگیکه همچو حباب تمام آبله بر دوشکردهای ما را
💡 با وجود آنکه جای کلفت و آزار هست نی به خاطر دارم آزاری، نه در دل کلفتی
💡 کلفتی و ضخامت پارچههای استفاده شده در تولید این نوع پالتوها، باعث شده است که آنها برای استفاده در مناطق بسیار سردسیر بسیار مناسب باشند.
💡 هنگام انتخاب کفشهای مخصوص کوهنوردی، باید به کلفتی زیره و کیفیت مواد اولیه توجه کرد تا در مسیرهای ناهموار از پاهای خود محافظت کنید.
💡 برخی از هنرمندان در طراحیهای خود از کلفتی و حجم زیاد اشیاء استفاده میکنند تا حس قدرت و پایداری را به مخاطب منتقل کنند.