لغت نامه دهخدا
کل کرد. [ ک َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان تمین است که در بخش میرجاوه شهرستان زاهدان واقع است و 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
کل کرد. [ ک َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان تمین است که در بخش میرجاوه شهرستان زاهدان واقع است و 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانه مرغ دلم شاخ سر طوبی بود عاقبت خانه خود در سر آن کاکل کرد
💡 دست از آن زلف بدارید که ما بیکاران عمر خود در سر یک عقده مشکل کردیم
💡 دل اگر از غم او کار مرا مشکل کرد آنچه با من غم او کرد غمش با دل کرد
💡 چون به ارزم یافتم من این متاع پادشاهی را به کل کردم وداع
💡 راه بر من هر زمان مشکلتر است زانکه عزم راه مشکل کردهام