لغت نامه دهخدا
کغ. [ ک َ ] ( اِ ) میوه نارس در تداول مردم گناباد. ( یادداشت لغت نامه ).
کغ. [ ک ِ ] ( اِ ) ریم چشم بود یعنی آبی سفید که بر کنار چشم خشک شود و آن را به تازی رمص خوانند. کیغ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کیغ شود.
کغ. [ ک َ ] ( اِ ) میوه نارس در تداول مردم گناباد. ( یادداشت لغت نامه ).
کغ. [ ک ِ ] ( اِ ) ریم چشم بود یعنی آبی سفید که بر کنار چشم خشک شود و آن را به تازی رمص خوانند. کیغ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کیغ شود.
ریم چشم بود یعنی آبی سفید که بر کنار چشم خشک شود و آن را بتازی رمص خوانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آب و گل ز آدم خاکی نشان نبود کغشته شد به آب محبت خمیر ما
💡 گر عمر نمیدهد ترا مهلت فیض یکغم از صد صد از هزاران برسان
💡 اگر مجنون فرخ پی بخواندی یکغزل از وی دل لیلی چنان بفریفت کامد گوی میدانش
💡 نو بنو باید سخن در بیت بیت و حرف حرف یکسخن در یکغزل تکرار شد خاموش شو
💡 هر آن ناز کغاز او آز باشد مدارش به ناز و مخوان جز نیازش