فرهنگ معین
(کِ شُ قُ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) (عا. ) پیچ و تاب.
(کِ شُ قُ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) (عا. ) پیچ و تاب.
( اسم ) ۱ - پیچ و تاب. یا در کش و قوس کاری. در اثنای اشتغال بدان. ۲ - تمدد اعصاب و کشش اعضای بدن ( همچون کشیدن زه کمان ) خمیازه: سگ کش و قوسی کرد و رفت.
(عا.)
پیچ و تاب.
💡 وی اولین گل خود را برای استقلال در بازی مقابل صنعت نفت آبادان در ورزشگاه آزادی در هفته پنجم لیگ برتر به ثمر رساند و سرانجام در بهمن ۱۴۰۰ پس از کش و قوسهای فراوان از باشگاه استقلال جدا و به باشگاه فوتبال گلگهر پیوست.
💡 بعد از کش و قوسهای فراوان در سال ۱۳۲۴ خورشیدی با مشارکت جهانشاه خان صمصام، پسر مرتضیقلی خان فرماندار شهرکرد شد، که تا به حال در بختیاری صورت نگرفته بود و قدرت بین دو خانواده ایلخانی و حاجی ایلخانی به صورت مشترک تقسیم شد.
💡 پس از کش و قوسهای فراوان، هیئت مدیرهٔ یاهو موافقت کرد تا هستهٔ اصلی کسب و کار یاهو در ازای دریافت ۴٫۶ میلیارد دلار در اختیار ورایزون قرار گیرد.
💡 در روز ۲۱ مهر ۱۳۹۷سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان، دولت با یکی از مهمترین درخواستهای کامیونداران موافقت کرد و در دویستونهمین نشست شورایعالی هماهنگی ترابری کشور، محاسبه کرایه بر پایه تن-کیلومتر تصویب شد.