کسان

لغت نامه دهخدا

کسان. [ ] ( اِخ ) تلفظی از کلمه کاشان، شهر معروف ایران. ( تاریخ ادبیات براون ج 3 ص 423 ).

فرهنگ معین

(کَ ) (اِ. ) دیگران.

ویکی واژه

دیگران.

جمله سازی با کسان

💡 الکساندر کولاروف (سیریلیک صربی: Александар Коларов؛ زادهٔ ۱۰ نوامبر ۱۹۸۵) بازیکن سابق فوتبال اهل صربستان است.

💡 الکساندر وستوکوف (روسی: Алекса́ндр Христофо́рович Восто́ков؛ ۱۶ مارس ۱۷۸۱ – ۸ فوریهٔ ۱۸۶۴) زبان‌شناس، شاعر، و مترجم اهل امپراتوری روسیه بود.

💡 گرچه در ملک امامت سکه یکسان شد رقم بر سر نام تو الا بهر استثنا زدند

💡 تو فکر تیر و تبر می‌کنی به قصد کسان مکن که ناوک تیر ضعیف کارگر است

💡 ایکه تلخی کسانخواهی و شیرینی خویش باخبر شو که فلک با تو چو فرهاد کند

💡 قصه کوته کشتی از آن ناکسان چندانکه گشت تا دو صد فرسنگ سنگ مرج مرجان ای ملک