لغت نامه دهخدا
کرویت. [ ک ُ رَ وی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) گردی. ( یادداشت مؤلف ). کروی بودن. حالت و شکل کره داشتن.
کرویت. [ ک ُ رَ وی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) گردی. ( یادداشت مؤلف ). کروی بودن. حالت و شکل کره داشتن.
گردی. کروی بودن
کرویت ( به آلمانی: Kreuth ) یک شهر در آلمان است که در بایرن واقع شده است.
کرویت ۱۲۲٫۲۶ کیلومترمربع مساحت دارد ۷۸۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرجی در این کتاب به وضوح از کرویت و نیروی جاذبه زمین و قوانین تعادل و حرکت که چندین قرن بعد توسط دانشمندان اروپایی (گالیله و کپلر و نیوتن و...) مطرح شد سخن میراند.
💡 یوهان فردریش کلویکر مقالهٔ دوپرون را به آلمانی ترجمه کرد و بدین ترتیب برای نخستین بار، واژه «آریاییها» به زبان و ادبیات آلمانی راه یافت. آرنولت هرمان لودویگ ههرن هم از واژه «آریاییها» به عنوان واژهای در راستای مشخصکردنِ یک قوم استفاده کرد. یوهان گونلیپ روده نیز با استناد به سه مؤلف بالا این مفهوم را به همین معنا به کار برد. فردریش کرویتزر نیز این واژه را در معنای قومشناسانه استفاده کرد.