کرانه گرفتن

لغت نامه دهخدا

کرانه گرفتن. [ ک َ ن َ / ن ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) اعتزال جستن. عزلت گزیدن. ( یادداشت مؤلف ). کرانه کردن. کرانه جستن:
چون دشمنان کرانه گرفتی ز دوستان
تا قول دوستان من اندر تو گشت راست.فرخی.زین جفته خوری کرانه گیرد
با جفت خود آشیانه گیرد.نظامی.عاقل که می مغانه گیرد
از زحمت خود کرانه گیرد.نظامی.رجوع به کرانه کردن و کرانه جستن شود.

فرهنگ معین

( ~. گِ رِ تَ ) (مص ل. ) کناره - گیری کردن.

فرهنگ فارسی

اعتزال جستن. عزلت گزیدن. کرانه کردن

ویکی واژه

کناره - گیری کردن.

جمله سازی با کرانه گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر خرد از کارها میانه گزیند چون ز همه فضلها کرانه گرفتند

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز