کج‌خلق

لغت نامه دهخدا

کج خلق. [ ک َ خ ُ ] ( ص مرکب ) بدخو. بدسرشت. ( آنندراج ). بدخلق. زشتخوی. متغیر. ( ناظم الاطباء ). تند. ترشخو. تندخو. بداخلاق. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. خُ )(ص مر. )بدخوی، بداخلاق.

فرهنگ عمید

بدخلق، بدخو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بد خوی بد خلق بد اخق: [ آن یکی کج خلق ستیزه جو ایراد گیر و نچسب بوده است ]. ( شام )

فرهنگستان زبان و ادب

{dysthymic} [روان شناسی] ویژگی فرد دچار اختلال کج خُلقی

ویکی واژه

ویژگی فرد دچار اختلال کج‌خُلقی.

جمله سازی با کج‌خلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همان کج‌خلقی اهل جهان را دوست می‌دارم که سنگ‌اندازی طفلان دل دیوانه می‌خواهد

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز