کتا. [ ک َ ] ( هزوارش، اِ ) به زبان زند و پازند کتابت و فرمان و نامه را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).
کتا. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمدی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. سکنه 250 تن. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، برنج، پشم، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی قالیچه، جوال و جاجیم بافی است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از دهستان بویر احمدی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان
کتا (غنا). کتا ( به لاتین: Keta ) یک منطقهٔ مسکونی در غنا است که در ناحیه شهری کتا واقع شده است. کتا ۲۳٬۲۰۷ نفر جمعیت دارد.
شهر بوجدور خواهرخواندهٔ کتا ( غنا ) هست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقش پای رفتگان، صفرکتاب عبرت است دیده هر جا حلقه مییابد به گوشم میکشد
💡 چون قطره به آن گوهر یکتا نرسیدیم از ابر فتادیم و به دریا نرسیدیم
💡 دورنگی در بهارستان یکتایی نمیباشد خزف خود را درین عالم کم از گوهر نمیداند
💡 سرفرازا! در ثنایت نظم شد شعری چنان کآفتابش چون عطارد ثبت کرد اندر کتاب
💡 چون شانه صد زبان شده ام تا قسم خورم اما به زلف دوست نه با آیت و کتاب