کاکاسیاه
لغت نامه دهخدا
کاکاسیاه. ( اِ مرکب ) بنده و غلام سیاه. رجوع به کاکا شود.
فرهنگ معین
(اِمر. ) غلام سیاه.
فرهنگ عمید
۱. غلام سیاه.
۲. (اسم، صفت ) سیاه پوست.
فرهنگ فارسی
( اسم ) غم سیاه.
ویکی واژه
غلام سیاه.
جمله سازی با کاکاسیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «"رپرها مجبور نیستند همیشه در آهنگهایشان، خود را 'کاکاسیاه' خطاب کنند."»
💡 در داستانهای قدیمی، شخصیتهای کاکاسیاه معمولاً با رفتارهای ظالمانه و خودخواهانه خود، نقش منفی را در پیش داستان ایفا میکردند تا قهرمان اصلی داستان برجستهتر و محبوبتر شود.
💡 او که از دوران کودکی به دلیل رفتارهای تند و بدخواهی نسبت به دیگران به عنوان یک آدم کاکاسیاه شناخته میشد، اکنون تلاش میکند تا رفتار خود را تغییر دهد.
💡 نباید از روی ظاهر افراد قضاوت کرد، زیرا گاهی افرادی که در نگاه اول بسیار کاکاسیاه به نظر میرسند، در واقعیت انسانهای بسیار مهربان و باصفاتی هستند.