کافیشه
لغت نامه دهخدا
کافیشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) بمعنی کاجیره است و آن گیاهی باشد که از گل آن چیزها رنگ کنند و از تخم آن روغن گیرند. ( برهان ). بمعنی کاجیره است. ( آنندراج ). کافشه و تخم کاجیره. ( ناظم الاطباء ). کابیشه. فارسی عصفر است. ( فهرست مخزن الادویه ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) کاجیره کاژیره
بمعنی کاجیره است و آن گیاهی است که از گل آن چیزها رنگ کنند و از تخم آن روغن گیرند
جمله سازی با کافیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل سرخست رخت یاشده از می گلگون زعفرانیست رخم یا گل کافیشه شدست