واژه «کاربست» به معنای بهکارگیری، استفاده عملی، اجرا کردن و به عمل درآوردن یک دانش، مهارت، روش یا اندیشه است و زمانی به کار میرود که یک مفهوم نظری از مرحله فکر و آموختن خارج شده و در عمل مورد استفاده قرار گیرد. این واژه در اصل شکل کوتاهشده «کار بستن» است و مفهوم اصلی آن، به کار گرفتن چیزی برای رسیدن به هدفی مشخص و مفید میباشد. هنگامی که گفته میشود دانشی یا روشی دارای کاربست است، منظور آن است که آن دانش یا روش تنها جنبه نظری ندارد، بلکه میتوان آن را در زندگی واقعی، فعالیتهای علمی، مسائل اجتماعی یا امور حرفهای به کار گرفت و از نتایج آن بهرهمند شد. این واژه در حوزههای مختلفی مانند آموزش، علوم انسانی، فناوری، مدیریت و پژوهش کاربرد فراوانی دارد و معمولاً برای بیان ارتباط میان نظریه و عمل استفاده میشود. برای نمونه، کاربست اصول علمی در صنعت به معنای استفاده عملی از یافتههای علمی برای تولید کالاها، بهبود فرایندها یا حل مشکلات است. همچنین در آموزش، کاربست آموختهها زمانی تحقق مییابد که فرد بتواند دانش و مهارتهای خود را در موقعیتهای واقعی بهدرستی اجرا کند و از آنها بهره ببرد. این واژه علاوه بر مفهوم استفاده و اجرا، گاهی بر جنبه اثربخشی و سودمندی نیز تأکید دارد و نشان میدهد که یک اندیشه یا روش تا چه اندازه قابلیت عملی شدن و تأثیرگذاری دارد. بنابراین، این کلمه واژهای است که به فرایند تبدیل دانش، تجربه یا نظریه به عمل اشاره میکند و بیانگر استفاده آگاهانه و مؤثر از تواناییها، اندیشهها و آموختهها در عرصههای گوناگون زندگی و فعالیتهای انسانی است.
کاربست
لغت نامه دهخدا
کاربست. [ ب َ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) مخفف کار بستن. اِعمال.
فرهنگ فارسی
عمل کردن
مخفف کار بستن اعمال
جمله سازی با کاربست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درست گوی و به هنگام گوی و نیکوگوی که سخت مشکل کاربست کارگفت و شنود
💡 بدان نیت که برآن رود پل تواند بست همی نشست و در آن کاربست جان و روان
💡 نتیجهٔ کاربست اصل تحقیقپذیری، اثباتگرایی بود، که بعدها توسط کارل پوپر با نظریّة «ابطالپذیری» جایگزین شد.
💡 همه شنید و پسندید و کاربست و رسید بدان مقام که جز وی نبودکس درخور