ژک

لغت نامه دهخدا

ژک. [ ژَ / ژُ ] ( اِ ) کسی بود که با خود همی دندد نرم نرم و خشم آلود گویند میژکد. ( لغت نامه اسدی ). سخنی که از روی غضب وخشم در زیر لب گویند. کسی که با خود همی تندد. در شیراز و خراسان لُنْد گویند. ( برهان ). سخنی بود که ازروی خشم و اعراض در زیر لب گویند و آن را دندنه نیزخوانند و ژکیدن مصدر آن است. ( جهانگیری ). کسی بود که با خود می تندد و میگرید نرم نرم به تندی و خشم آلودگی گویند همی ژکد و سودائی مزاج بود که با خود گوید و گرید. زُک. لُند. لُندش ِ زیر لب. لُندلُند. غر و لُند. || ( فعل امر ) امر به ژکیدن. ( برهان ).
ژک. [ ژَ ] ( اِ ) گردبرگرد دهن. ( اوبهی ):
ز برما [ ز سرما؟ ] ژک و پوز سگ بسته بود
بز و میش بر جای بربسته بود [ کذا ].عسجدی.شاید اصل دک باشد ( دک و پوز ).

فرهنگ معین

(ژَ ) (اِ. ) سخنی که از روی خشم و غضب زیر لب گویند.

فرهنگ عمید

۱. سخن زیر لب.
۲. سخنی که از روی خشم، غضب، یا دلتنگی زیر لب بگویند.

فرهنگ فارسی

سخن زیرلب، سخنی که ازخشم وغضب زیرلب بگویند
( اسم ) سخنی که از روی خشم و غضب در زیر لب گویند.

ویکی واژه

سخنی که از روی خشم و غضب زیر لب گویند.

جمله سازی با ژک

💡 الکساندر اسنیژکو (اوکراینی: Олександр Вадимович Сніжко؛ زادهٔ ۲۰ اوت ۱۹۹۶) بازیکن فوتبال اهل اوکراین است.

💡 مگرکه باره شد رخنه رخنه چون غربال مگرکه قلعه شود ثقبه ثقبه چون اژکن

💡 ای طبع کارساز چه کردم ترا چه بود با من همی نسازی و دایم همی ژکی

💡 آنکس که میرمید ازو شیر خشمگین می بینمش که گشته زانده ژکان به فارس

💡 عقل فعال که تدبیر جهان در کف اوست پیش رای تو یکی بیخرد و آژکن است