چلیپایی
مترادفها
صلیبی
فرهنگستان زبان و ادب
{chiasmatic, chiasmic, chiasmal} [علوم پایۀ پزشکی] ویژگی صوری بخش ها یا ساختارهایی از بدن انسان که صلیب وار از روی یکدیگر یا از کنار یکدیگر عبور می کنند
ویکی واژه
ویژگی صوری بخشها یا ساختارهایی از بدن انسان که صلیبوار از روی یکدیگر یا از کنار یکدیگر عبور میکنند.
جمله سازی با چلیپایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو من به عشق تو زنار در میان بندد هر آنکه بیند آن طرهٔ چلیپایی
💡 شب به هم درشکند زلف چلیپایی را صبحدم سردهد انفاس مسیحایی را
💡 کسی که سیلی زنجیر خورده می داند که سرنوشت اسیران خط چلیپایی است
💡 مسیح نیز نیابد مجال سیر فلک نبسته بال و پر از چوبهٔ چلیپایی
💡 چون به یاد زلف او اندیشه آرایی کنم تارهای آه را بر لب چلیپایی کنم
💡 معمار در طراحی این کلیسای قدیمی از یک ساختار چلیپایی استفاده کرد تا فضای داخلی بنا بسیار وسیع و در عین حال متقارن به نظر برسد.
💡 نقاشی که بر روی دیوار قرار داشت، طرحی چلیپایی داشت که نشاندهنده تأثیرات هنری دوران رنسانس بر سبک طراحیهای آن دوره تاریخی بود.
💡 این بنای تاریخی با آن معماری چلیپایی خاص خود، یکی از مهمترین آثار مذهبی در منطقه محسوب میشود که گردشگران زیادی را به خود جذب میکند.