کلمه «چغاز» در زبان فارسی صفتی است که برای توصیف زنانی به کار میرود که رفتاری زشت، بیحیا و بدزبان دارند. این واژه در لغتنامههای مختلفی از جمله برهان، انجمن آرا، آنندراج، جهانگیری، ناظم الاطباء و فرهنگ نظام تعریف شده و همگی بر مفهوم زن «سلیطه»، «بیحیا»، «دشنامده» و «بدزبان» تاکید دارند. به طور کلی، «چغاز» به زنی اطلاق میشود که وقاحت و بیشرمی در گفتار و کردارش مشهود است و از ناسزاگویی ابایی ندارد. در زبان عامیانه نیز این واژه گاهی برای اشاره به زن کولی یا آپاردی (زن مسافر و آواره) به کار رفته است. شاعرانی چون ناصرخسرو نیز در اشعار خود از این کلمه استفاده کردهاند تا تصویری از زنی بدسیرت و زشتزبان را ارائه دهند. بنابراین، «چغاز» واژهای است با بار معنایی منفی که برای توصیف زنانی با خوی ناپسند، وقاحت و زبان دراز به کار میرود. این صفت بیانگر نهایت بیحیایی و فحاشی در رفتار یک زن است.
چغاز
لغت نامه دهخدا
چغاز. [ چ َ ] ( ص ) زنی را گویند که دشنام ده و سلیطه و بی حیا باشد. ( برهان ). زن بدزبان و سلیطه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). زن دشنام ده بی حیای سلیطه را گویند. ( جهانگیری ). زن فحاش و دشنام ده و سلیطه و بی حیا. ( ناظم الاطباء ). زن بی حیای دشنام ده و سلیطه. ( فرهنگ نظام ). در تداول عامه، زن کولی و آپاردی:
چون چغز گشت بناگوش چو سیسنبر تو
چند تازی پس این پیرزن زشت چغاز.ناصرخسرو.
فرهنگ معین
(چَ ) (ص. ) زنِ بی حیا و دشنام ده.
فرهنگ عمید
بی حیا و بدزبان: چون چغر گشت بناگوشِ چو سیسنبر تو / چند نازی پسِ این پیرزن زشت چغاز (ناصرخسرو: ۱۱۱ ).
ویکی واژه
زنِ بیحیا و دشنامده.
جمله سازی با چغاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصرار سخت روئی بن سکه بچه گوئی تندی و زشتخوئی در زن بود چغازی
💡 چون چغرگشت بناگوش چو سیسنبر تو چند نازی پس این پیرزن زشت چغاز؟